مقاله ويژگيهاي شغل عكاسي

مقاله ويژگيهاي شغل عكاسي

ويژگيهاي شغل عكاسي

۱-مقدمه

۲-پيدايش عكاسي در جهان

۳-نقش فيلمهاي عكاسي

۴-ساختمان فيلمهاي عكاسي

۵-پيدايش عكاسي در ايران

مقدمه

ويژگي هاي عكاسي و شناخت ماهيت آن به عنوان رسانه اي كه جايگاههاي متعددي در زمينه هاي مختلف يافته ،جز از اين طريق مطالعه ا ين ويژگيها ميسر نمي شود.
در حقيقت،عكاسي سه ويژگي علمي،صنعتي وهنري داردوبايد پذ يرفت كه عكاسي نه تنها علم يا صنعت وهنر،بلكه از هريك نشانه اي بسزا دارد،زيرا درآغاز، عكاسيمانند يك پديده علمي تولديافت وقوانين علمي در پيشرفت آن موثرافتاد ندو سپس مانند يك صنعت رونق گرفت وآنگاه جنبه هنري يافت.به طوري كه امروزه ازآن در سه مرحله مذكور تواما يا جداگانه بهره برداري مي كنند.
در صنعت عكاسي مي كوشند تا دستگاههاي مجهزتروموادبهتر بسازندتااحتياجات روزافزون بشررامرتفع سازدوكوشش صنعتگران براي بهتر كردن آن ادامه دارد. از جنبه هنري نيز،روزانه هزاران عكس از صحنه هاي مختلف تهيه مي شود اما كم نيستند عكسهايي كه باتوجه به جنبه هاي زيبا شناسانه تهيه شده اند وآنها را به خاطر خنبه هنريشان مورد توجه قرار مي دهند.
مشاهده وثبت دقيق بسياري از پديده هاي علمي ومطالعه لحظات بسيار زود گذر،در تحقيقات وآزمايشهاي علمي ميسر نشد مگربه كمك عكس.دقت عمل عكاسي وباز سازي واقعيت،تكيه گاه مستحكمي است كه محققان مي توانند به آن تكيه كنندوتحقيقات خود را سامان دهند.
استفاده ازاشعه ايكس براي تصوير برداري از درون اجسام وزواياي غير قابل رويت،كاربرد بسيار موثري در علوم پزشكي و صنعت دارد.عكاسي مادون قرمزوماوراي بنفش در مطالعات علمي،تحقيقي،پزشكي،نظامي وپليسي،امروزه بسيار مهم است.
پيدايش عكاسي در جهان
اواخرقرن هجده واوايل قرن نوزدهم،پديده هاي متعدد علمي به جهانيان معرفي شد.كشتي بخار،گازروشنايي،تلگراف،راه آهن وعكاسي از جمله اين پديده ها است. عكاسي دراروپا متولد شد ودر امريكا به تكامل رسيد .ژوزف نيسفورني ئيس افسر بازنشسته ارتش فرانسه،پس از مدتها تلاش وتحقيق سرانجام توانست در سال۱۸۲۲اولين عكس دنيا را به ثبت برساند.
ني ئيس اين عكس را در املاك شخصي خودواقع در دهكده اي به نام سن لودووا رن۲در چند كيلومتري سورسن تهيه كرد. سال ۱۸۲۲درواقع سال اختراع عكاسي است.
اتاقك تاريك اززمانهاي بسيار دور شناخته شده بود.در قرن يازدهم،حسن ابن هيثم(دانشمند مسلمان اهل بصره)از اتاقك براي ديدن ستاره هاومطالعه خسوف و كسوف استفاده مي كرد.
اتاقك تاريك،عبارت بود از جعبه يا اتاقكي كه فقط بر روي يكي از سطوح آن روزنه اي ريز، تعبيه مي شد. نور از روزنه عبور كرده، تصويري نسبتا وا ضح اما وارونه بر روي سطح مقابل تشكيل مي داد.
در سال۱۵۵۰ژرم كاردان،رياضيدان ايتاليايي،روزنه اتاقك را به يك عدسي محدب مجهز كرد و بدين ترتيب، تصويري واضح تر به دست آمد.در قرن هفدهم،آينه۴۵درجه،بدان افزوده شد.آينه،نورمنعكس شده از موضوع را بر روي صفحه اي در داخل اتاقك مي تاباند.
بعدها نوع ديگري از اين اتاقكها بهئ صورت تا شوساخته شد كه آن را برروي ميزيا محلي تخت قرار مي دادندوعدسي آن را رو به موضوع مي گرفتند. نور،پس از عبور از عدسي به آينه برخورد مي كرد،آينه ۴۵درجه تصوير را به صفحه شيشه اي مات،كه در سطح بالاي جعبه قرار داشت،مي رساند.
تا اين زمان چيزي به نام عكاسي وجود نداشت،تا اينكه در يكي از روزهاي سال۱۷۲۷در آزمايشگاه شولتر۱شيميدان آلماني برروي كاغذي آغشته به نيترات نقره Ag(No3) وآهكCaCo3 ،برگ درختي مي افتد. پس از مدتي شولتز،براي برداشتن كاغذ به محل مراجعه كرد،مشاهده كرد كه كاغذ مثل هميشه سياه شده است.اما به محض آنكه برگ را از روي آن برداشت با كمال تعجب ديد محلي كه برگ بر روي آن قرار گرفته بود هنوز سياه نشده بود،او متوجه مي شود كه برگ درخت مانع رسيدن نوربه آن قسمت شده ،د رنتيجه باعث تيره نشدن آنجا شده ايت. هر چند كه عمر اين پديده بسيار كوتاه بوده وتصوير برگ در اثر تابش نور از بين رفت،امااين واقعه بسيار ساده ، باعث آغاز فعاليت هاي وسيع براي شناسايي مواد حساس به نور شد.
چند سال بعد مواد ديگري كه به نور حساس بودند، شناخته شدند. دانشمندان با قرار دادن صفحات آغشته به مواد حساس در اتاقك تاريك،در تلاش به دست آوردن تصاويري بودند.اما نور اتاقك تاريك براي اثرگذاشتن برروي مواد حساس كافي نبود. از سويي ديگر تصويرهاي شكل گرفه نيز با قرار گرفتن در معرض نور شديد،از بين مي رفتند.
سال۱۸۱۹سرجان هرشل انگليسي ,محلول ثبوت را كشف كرد.
هيپوسولفيت دو سود ماده اي بود كه (هرشل ) به عنوان ماده ثابت كننده ي تصوير

مقاله ويژگيهاي شغل عكاسي

نوشته مقاله ويژگيهاي شغل عكاسي اولین بار در یک وی دو | دانلود مقاله | خرید مقاله | مقاله رایگان پدیدار شد.

لطفا از لینک زیر دانلود کنید

دانلود فایل

مقاله در مورد هنر متجدد و بازاري

مقاله در مورد هنر متجدد و بازاري

هنر متجدد و بازاري :

گرچه هنوز جامعه ي دوقطبي فرهنگي ما، اشاعه دهنده ي سنت گرايي است، ليكن شور و شرر تجدد و مدرنيته نيز گاهي بر دلهاي هنرمندان تازه به دوران رسيده ي ما سايه مي افكند، هرچند سنت گرايان نادانسته هميشه و هنوز از مقبره ي اشرار مدرن مي ترسند و با اين وجود از تير و تركش آنها در امان نبوده اند. زيرا هميشه در طولِ تاريخ ثابت شده است كه افكار، چشمها و دهان اجتماع را نمي توان بست.

به مدرنيسم و پست مدرنيسم از بالاي حصار سنت گرايي خود سرك كشيده ايم و با پيامهايي آنها بوسيله ي كتاب، اينترنت و ماهواره بصورت چاپارخانه اي تا حدودي دست و پا شكسته آشنا گشته ايم، ليكن ما كجا و آنها كجا.

چاپارخانه هاي كوروش مدتها طول مي كشيد تا نامه اي را از دولت پارس به بلاد روم و يونان برسانند و باز هم بيش از يكسال به درازا نمي كشيد اما هايپررئاليسم هاي ما حداقل ۲۰ تا ۴۰ سال بعد پا در ركاب لگام گسيختگان مدرن بالد غرب مي گذارند و صداي تبانچه ي موج سوم را بعد از اين مدت مي شنوند و كانسپچوال آرت پس از شنيدن ناملايمات و بد و بيراهه ها از منتقدان لي لي كنان بعد از سالها خستگي، در دوران كهولت پا به ميدان هنرمندان قهرمان و هميشه در صحنة ي علم مان مي گذارد و جوانه ي بيمار ديگري مي زند كه روح سنت گرايان كيمياگرمان را به خود مي لرزاند.

براستي چه زماني از موج چهارم خبري مي رسد؟ مي گويند در بلاد غرب دوران موج چهارم رو به سراشيبي گذاشته است. آيا هنوز از پست مدرنيسم خبري هست و رژان بودريار هنوز از امر واقعي (نشانه ها) صحبت مي كند؟ گيجي و سردرگمي سبكهاي مختلف از كلاسيك گرفته تا شاخه هاي پست مدرنيسم از كيچ و اشلاك گرايي تا ديكانستكچراليسم و از پردازهاي نگارگري و قلم موي، موگربه ايي گرفته تا رئاليسم كمال الملك، چنان زندگي هنريمان را به هم زده است كه شيرجه ي بزرگ هاكني را از آنِ داوينچي مي دانيم. خدا را شكر كه گروهي از روي عمد يا نادانسته يا از روي خيرخواهي و شايد هم خودخواهي طي چند سالي جوي ساخته كه مباحث آموزش هنر، يا هنر متجدد و بازاري را براه انداخته اند تا شايد گوشي شنوا و يا دستي توانا پيدا كنند. هرچند دريغ كه اين مباحث صرفاً در محافل يا مجلات هنري مطرح و درج شوند و يا از گليم خود فراتر گذارند كه مبادا همين پاره گليم مندرسئسان را نيز به يغما ببرند.

و اما هنر بازاري كه در هر فرهنگ همچون پوشش و لباس لازمه ي جامعه است و تجددگرايي نيز در ذات انسانها نهفته است. چون اگر آوانگارد (پيشرو) نبود، انسان اوليه از غارهاي خود هم بيرون نمي آمد. البته در سير تاريخ و در بسياري از مواقع هنر سنتي ملعبه ي هنر مدرن شده و پيشروها بارها از كاسه ي سنت گرايان ديگ ساخته اند و نادانسته پيداست كه هنرمند متجددگرا تا بخواهد حرف خود را به كرسي بنشاند بايد زحمت آسياب رفتن را به خود بدهد و موهايش را آنجا سفيد كند.

بله، بدنبال تجدد بودن، يعني آه در بساط نداشتن، يا بساط را پر از آه كردن و تلاش كردن براي دستيابي به نوآوري و تصرف چند خطي از تايخ، هنر بازاري يعني ارتزاق به گونه ايي كه بتوانيم فقط شكم خويش را سير گردانيم و اين طبيعي است كه مدرنيسمهاي ما هر كدام براي بدست آوردن قوت لايموت هم شده به هنر بازاري روي مي آورند. مگر اينكه بخت و اقبال ياريشان كند و بلعكس ما، به جاي سنگ، از آسمان برايشان سكه تمام بهار آزادي ببارد. يا اينكه قبلاً پدرش سكه هاي باريده شده را جمع كرده باشد.

هنرمندان بازاري يا خوشنويس مي شوند و پرده اي يا برگي از كاغذ را به الفاظ قشنگ منقوش مي نمايند و يا فارسي نويس چليپا و با پلاتر و پلاتر كاتر رقيب مي شوند و يا كمي جلوتر بياييم و هنرمندان پيرو و مثلاً كوبيسم فويسم و … را بگوييم كه بقول بعضي ها دمده شده است و براي اينكه نشان بدهند هنرمندند كوبيسم يا فويسم و يا كنستراكتويسم جديد را، بقول خودشان مي آورند و اگر بخواهند ايراني مدرن شوند، يا زنده رودي مي شوند يا عربشاهي و يا روحبخش و فداي را شكر كه بينالهاي ما هم كه پر از اينهاست. پيروان پروپا قرص دومينيك انگر را مثال بزنيم كه در ابتداي انقلاب صنعتي و دوران ناپلئون به سر مي برند و به پيروي از لويي داويد، «مرگ ما را»، را دوباره زنده مي كنند.

بهتر است قبل از اينكه دست به گريبان يكديگر شويم و آب در اجاق يكديگر بريزيم به فكر چاره اي براي برنامه هايي به جذابيت باب راس باشيم. هرچند كه برنامه هايي چون هنرمندان نوگرا در شبكه چهارم آنهم در زماني از روز كه خالي از مسأله نيست، نيز در نظر گرفته شده است ولي آنچه كه مي تواند جامعه اي را به سوي هنري امروزي و نو بكشاند و قضاوت نو و كهنه را بر عهده آن بگذارد.

متأسفانه بر عهده ي افرادي، غيرمتخصص و ناآگاه كه با نشستن بر مسند ناآگاهي خويش چه بخواهند، چه از آن گريزان بشاند سروگارشان با هنر مي افتد و ناخواسته مبلغان هنر پيش پا افتاده و هنرمندان زبان درازپا در گود نهاده مي شوند و اينچنين ريشه ي ضعيف و خشكيده ي اين نهال نورسيده را كه از تنه اي كهن همچون نقاشي ها و مفرغ هاي لرستان، كاشيكاريهاي اصفهان، گليمهاي هرسين و …. جان گرفته است را مي خشكانند.

آخر كلام اينكه داس را برنداريم و به برداشت هوا برويم، كاشتن و همياري و آبياري مي خواهد تا فصل درويي برسد كه:

هيچ وازر وزر غيري برنداشت                                      هيچ كس ندرود تا چيزي نكاشت

پي ساختمان را محكم كنيم سپس طرح را بر پيشاني ديوار نقش بزنيم و بايد اعتراف كرد كه اينگونه مباحث زمينه ساز حركتهايي است كه بي منفعت نيست چو:

به راه باديه رفتن به از نشستن باطل                     كه گر مراد نيابم به قدر وسع بكوشم

«عيسي اميري چولانديم»

از همينگوي تا پترُف ، ۱۰۰ سال :

هنگامي كه ارنست همينگوي در ۱۸۹۹ ديده به جهان گشود، اين انديشه به ذهن هيچكس خطور نمي كرد كه او در دوران حيات خويش رُماني را با عنوان پيرمرد و دريا بنگارد و نوبل ادبي ۱۹۵۴ را به خود اختصاص دهد. همچنين هيچكس اين تصور را نداشت كه دقيقاً صد سال آينده با اقتباس از يك شاهكار.‌انيميشني به جهان عرضه شود تا هم گرامي داشتي براي اين چهره ي ادبي باشد و هم اثري ماندگار در تاريخ فيلمهاي متحرك.

همينگوي در سال ۱۹۱۷ تحت عنوان راننده ي آمبولانس صليب سرخ راهي جبهه ي ايتاليا شد. او در اين جنگ متحمل جراحات بسياري گشت و هنگام بازگشت تجارب و تصاوير زيادي در ذهنش ماندگار شده بود كه تا آخر عمر روح و خاطر او را آزرده مي ساخت. برخي معتقدند اين تجربه ها دليل بر دلاوري شگرف آن مرد بود و برخي ديگر بر اين عقيده اند كه همينگوي چنان در جبهه ترسيده و از خود شرمنده گشته بود كه از آن پس در تمام لحظه هاي زندگي، سخت نيازمند اين بود تا دلاوري خود را بيازمايد.

پس از انتشار و موفقيت زود هنگام رمان پيرمرد و دريا، برسون در سال ۱۹۵۲ نامه اي در تمجيد آن مي نويسد كه او در پاسخ چنين مي گويد: «راز توفيق پيرمرد و دريا در اين است كه هيچ رمزي در آن نيست. دريا مساوي است با دريا، پيرمرد با پيرمرد و پسر با پسر» او سرانجام صبح روز اول ژوئيه ۱۹۶۱ با شليك گلوله به سر خويش خودكشي كرد.

مقاله در مورد هنر متجدد و بازاري

نوشته مقاله در مورد هنر متجدد و بازاري اولین بار در یک وی دو | دانلود مقاله | خرید مقاله | مقاله رایگان پدیدار شد.

لطفا از لینک زیر دانلود کنید

دانلود فایل

مقاله در مورد موسیقی و هنر

مقاله در مورد موسیقی و هنر

مقدمه

موسيقي عاميانه (FOLK MUSIC  ) ، اصطلاحی است که ترانه ها ، آوازها و رقص های عامیانه را دربر می گیرد .

  ترانه های عامیانه (FOLK MUSIC  ) ، ترانه ها و آوازهایی هستند که بین مردم رواج داشته و از به کارگیری طبیعی ناخود آگاه و توانایی های ذاتی و شهودی آنها ، پدید آمده است .

سازنده ی آنها ، غالباً ناشناس بوده و به طور شفاهی ، از نسلی به نسل دیگر ، انتقال می یابد . این گونه موسیقی ، غالباً بدون هم راهی اجرا می شود و به صورت آوازی و سازی ، در مناطق مختلف یک کشور وجود دارد .

با افزایش شهر نشینی و صنعتی شدن شهرها و روستاها ، ترانه های عامیانه ، به درون شهرها و کارخانه ها نیز راه یافتند . در قرن ۱۹ میلادی و اوایل قرن ۲۰ میلادی ، ترس از این که با پیشروی زندگی مدرن ، آداب و سنن گذشتگان ، رو به فراموشی گراید ، باعث شد که گروهی به جمع آوری آثار عامیانه بپردازند ؛ به همین خاطر کلکسیونهایی از آهنگ های عامیانه پدیدار شد ! آنچه را می توان در اینجا بدان اشاره نمود ، بداهه پردازی و سنت های شفاهی و آوازهاست که همواره در قرون متمادی به موسیقی عامیانه اضافه یا کم شده است و بر همین اساس غیر ممکن است بتوان پیش گویی کرد که آوازهای عامیانه ، در قرن های آینده ، چگونه توسعه می یابند .

یکی از مناطق مهم ازلحاظ غنای موسیقی عامیانه ، خطه ی خراسان می باشد . یکی از موسیقی ها ، دوتار می باشد . تحقیقات حاضر نیز بیشتر مربوط به صنعت دوتار سازی تایباد و چند ترانه ای که با دوتار نواخته می شود می باشد .

دوتار یکی از سازهای مقامی است که در کشور ما خصوصاً استان پهناور خراسان جایگاه خاصی دارد . این سازیکی ازکهن ترین و قدیمی ترین سازهاست که زمان پیداش آن ناپیداست . نام دوتار که در کتب قدیمی از آن به عنوان تنبور خراسان یاد شده است ، به سبب داشتن ۲ سیم بر آن نهاده شده است .

ابو نصر فارابی در کتاب « موسیقی الکبیر » خود مشخصات کاملی را از تنبور خراسان یاد می کند . تنبور خراسان ( دوتار ) دارای تعدادی پرده است که بعضی از آنها پرده های اصلی هستند که در جای خود ثابت می مانند و دیگر پرده ها با توجه به نواحی مختلف کمی تغییر می کند . فرابی محل قرار گرفتن پرده های اصلی و متغیر را نیز بیان کرده است . یادگیری نواختن

دوتار علاوه بر آموزش تئوری ، بیشتر باید به صورت شفاهی و در نزد استاد و با تمرین زیاد صورت گیرد.

این تحقیق رابا حمایت و تشویق استاد راهنما ؛ سرکار خانم مریم مرادی و همکاری اساتید فن آقایان اقبالی ، تیموری ، طحان و شیری و کمک جناب آقای تاج محمدی انجام داده ایم . امید است سندی ساخته باشیم تا مبنای حرکت پژوهشگران آینده قرار گیرد .

تاریخچه

اصوات هم آهنگ و نغمات موزون در طول تاریخ ، جزو جدایی ناپذیر زندگی آدمی بوده و هر ملتی با توجه به ویژگی های قومی و بضاعت های فرهنگی خویش ، از آن بهره برده است . در این میان ، ناگفته پیداست که قوم ایرانی با تکیه بر عظمت فرهنگی خود ، یکی از پیشگامان بسط و توسعه موسیقی جهان بوده است .

از آثار کهن و متون مربوط به دانش موسیقی ایران باستان ، اطلاعات محدودی در اختیار است ؛ ولی می توان برای جستجوی پیشینه ی موسیقی خود ، به آثار دانشمندانی همچون فارابی ، ابن سینا ، و . . . و استاد تاریخی پس از ظهور اسلام استناد کنیم . « از زمان پیدایش دوتار ، مأخذی در دست نیست . قدر مسلم این است که نام این ساز از دو سیم گرفته شده است و در کشور افغانستان و شمال شرق ایران هم سازی یا این خصوصیات و با همین نام وجود دارد .» با مطالعه ای که از کتب تاریخی و سفرنامه ها و تحقیقات محققین داخلی و خارجی به دست آمده همواره از دوتار به نام تنبور خراسان نام برده شده است .

فارابی در کتاب « موسیقی الکبیر » ، از سازی با مشخصات دوتار __ بدون کم و کاست __ به نام تنبور خراسان نام می برد  . همچنین در « المدخل إلی الموسیقی » نیز زیر بخش گونه های تنبور می گوید که یک نمونه از تنبورها ، تنبور خراسان است و آن در شهرهای خراسان و پیرامون آن به شمال تا هر جا که پیش بروید ، به کار برده می شود . « فارمر » محقق انگلیسی ، در مقاله ی

مقاله در مورد موسیقی و هنر

نوشته مقاله در مورد موسیقی و هنر اولین بار در یک وی دو | دانلود مقاله | خرید مقاله | مقاله رایگان پدیدار شد.

لطفا از لینک زیر دانلود کنید

دانلود فایل

مقاله در مورد قالی بافی

مقاله در مورد قالی بافی

قالی بافی

مقدمه ذوق و خلاقيت هنري هر جامعه اي از سنن  زندگي و سوابق  تاريخي و محيط زيست آحاد آن قوم ريشه و الهام مي گيرد و غالبا اين ذوق و استعداد در  يك و يا چند رشته خاص بگونه اي متبلور مي شود كه رقابت جوامع ديگر با آن ملتها و اقوام در آن رشته ها بدلايل متعدد تا حدودي دشوار  و شايد عبث مي گردد.

از جمله هنرهائي كه در اين سرزمين درمرور زمان به ذروه كمال و استادي رسيده و ذوق هنرمند ايراني در پهنه آن فرصت  تجلي وافر يافته  هنر قالي بافي است. و دليل اين شكوفائي و اوليه مناسب براي توليد فرش از قبيل پشمهاي  مرغوب و انواع گياهان رنگدار دانست .

بافت  قالي و قاليچه در روستاها و يا درميان ايالات بيشتر به عهده زنان و دختران است و در كارگاههاي شهري حرفه اي است كه بافندگان زن و مرد به آن مي پردازند. كار پسران و انگشتان هنر مند خود در دل تارهاي فرش جاي داده و سرانجام در حاليكه دهها و صدها اثر زيبا و دل انگيز را با سرانگشت ماهر خويش آفريدند با مقراض اجل تارهاي بستگي آنان از بهداشتي كارگاهها  به بيماري فلج ، كوري ، رماتيسم و جهاز تنفس مبتلا ميشوند. شايد به لحاظ تداعي  محنت و محروميت بافنده فرش و يا به خاطر تفكر در چگونگي آفرينش و طبيعت بي جان و زيباي آن باشد كه رابطه اي كه اساس آن بر زيبا پرستي و معنويت است با فرش و بافنده ناشناس و محروم آن برقرار شده و موانست با آنرا چنين تفكر آميز و مشغول كننده مي نمايد .

علاقه و پيوند عاطفي مردم ايران به اين ميراث هنري خود و نيازي  كه بداشتن آن در مسكن و ماواي خود احساس مي كنند زايد الوصف است و شايد به جرات بتوان گفت كمتر خانه شهري در ايران است كه مفروش به تخته فرشي نباشد و در هيچ گوشه اي از جهان خريد  و فروش فرش به آن مقياسي كه در ايران معمول است رايج باشد .

در سالهاي اخير فرصت هاي گرانبهايي براي كشورهاي رقيب ايران فراهم آمد تا ركود كوتاه مدتي كه در عرصه رقابت هاي جهاني براي فرش ايران بوجود آمده بود براي خود جاي پاي مستحكم تري باز كنند. در اين سالها كشورهاي پاكستان ، هندوستان ،چين و برخي از كشورهاي اروپاي شرقي چون روماني و آلباني با تقليد از نقشه ها و طرحهاي ايران به منابع بزرگي از صادرات فرش دست يافتند و در مقياسي وسيع براي آينده تجارت فرش ايران خطر ساز  شدند ولي اين حقيقتي مسلم است كه قالي ايران به لحاظ بافت استادانه ، طرحها و رنگ هاي دلپسند و جالب همچنان در صدر باقي مانده ، روشن تر آنكه گويا قالي نفيس ايران بر تارك زيباترين و گرانبهاتين فرش گيتي درخششي دائمي دارد و اين قولي است كه جملگي برآنند.

 

فصل اول _ تاريخچه فرشبافي

قالي بافي در ادوار پيشين

با وجود آنكه در مورد اولين منسوجات دست  بافت بشر اطلاعاتي  نسبتا مكفي وجود دارد ولي درباره  نخستين فرش هاي گره دار جهان و تاريخ و محل بافت آنها دانسته هاي ما اندك بوده و بيشتر در حدود حدس و فرضيه باقي مانده است در رديابي معكوس مسير توسعه و پيشرفت فن  قالي بافي و رسيدن به نقطه مبدا و مهد اين پيشه مفيد كه پيدايش آن صرفا بر اساس رفع احتياج و توسط چادرنشينان قبايل صحراگرد صورت گرفته است پژوهشگران اروپائي در گذشته در اثر تحقيقات خود با اين نتيجه رسيده بودند كه تمدن هاي باستاني مصر و اشور گهواره فرشبافي جهان بوده اند و شواهد نسبتا معتبري نيز در حصت اين مدعا در اختيار داشتند از جمله مندرجات تورات به هنگاميكه در فصل هجرت قوم بني اسرائيل در باب آرايش خيمه ها و استفاده از قالي سخن ميراند و همچنين ستون يادبودي از شلمانصر دوم آشوري كه در آن نقش دو تخته فرش با ريشه هاي بلند حكاكي شده است. فرضيه اين محققين كه قدمت بيشتر و اصالت كمتري داشته و بيشتر بر مبناي گفتاري استوار بوده وي ا اشاره بر نمونه اي غير از فرش حقيقي چون نقش  سنگي آن دارد باكشفيات باستان شناس  معروف روسي بنام (ردنكو) كه در نيمه  اول قرن اخير در ميان توده هاي يخي موفق به كشف يك تخته فرش گرده دار مي گردد بكلي دگرگون شده و در نتيجه مهد قالي بافي از سواحل نيل و رودخانه هاي دجله و فرات به آسياي مركزي تغيير مكان مي دهد . باشرح كامل تر اين حفاري و تفاسيري كه بر نتيجه اين كشف با اهميت نوشته شده مسئله را در زير نور تابان تري مي بريم .

در سال ۱۹۴۹ ميلادي پروفسور ردنكو قطعه فرش گره داري را كه در اصل به عنوان پوشش اسب بكار مي رفته است در قبرهاي مستور از يخ چادرنشينان صحرا گرد در محلي بنام پازيريك  واقع در هشتاد كيلومتري مرز مغولستان در ميان كوههاي آلتائي كشف مي نمايد اين فرش كه قدمت  آن به ۲۵۰۰ سال قبل مي رسد در اندازه هاي ۸۳/۱×۲ متر و با ۳۶۰ گره در دسيمتر مربع و در رنگ قهوه اي مسي و سبز روشن  بافته شده  است. تصاوير حاشيه آن با اشكال

مقاله در مورد قالی بافی

نوشته مقاله در مورد قالی بافی اولین بار در یک وی دو | دانلود مقاله | خرید مقاله | مقاله رایگان پدیدار شد.

لطفا از لینک زیر دانلود کنید

دانلود فایل

مقاله در مورد خوشنویسی

مقاله در مورد خوشنویسی

با اختراع نوشتن بود که بشر به کمک آن توانست تاریخ به یادگار بگذارد و دانسته های خود را محفوظ نگاه دارد و پیشرفت کند.

اما نیاکان ما چگونه فن نوشتن را فرا گرفتند؟ حدود شش هزار سال قبل مردمی که سریعتر از همه، جاده تمدن را در می نوردیدند، ظاهرا سومری ها و مصری ها بودند که به ترتیب در بین النهرین (وادی بین دجله و فرات) و دره نیل به سر می بردند، این مردمان در کار ابداع فن نوشتن بودند.
شش هزار سال قبل دهقانهای مصری که مکلف بودند سبدی چند از فراورده غله خود را به تحصیلدار مالیاتی تحویل دهند، تصویر زمخت سبد را بر دیوار کلبه خود می کندند و کنار آن به تعداد سبدهایی که داده بودند علامت می گذاشتند.
بله، نخستین طرز نوشتن بدین صورت بود، یعنی نوشتن با عکس (شکل نگاری)، این شکل از نوشتن مصور آنقدر بود که تقریبا همه اقوام ابتدایی از آن استفاده می کردند.
مدتها پیش عده ای از سرخ پوستان امریکایی با پنج زورق و به رهبری سردار قبیله خود شاه ماهیگیران ظرف سه روز از دریاچه سوپریور عبود کردند و به سلامت پای به خشکی گذاشتند و چون می خواستند یاد این رویداد مهم جاوید بماند، تصویر یادگاری آن را بر دیواره یک صخره ، نقش کردند.
در اینجا تصویری که از روی آن کشیده شد، نقل می شود، ساختن یک تصویر زمخت، مثل تصویر افرادی که در زورق نشسته اند آسان بود، اما ترسیم یک اندیشه یا تصور، یا گذران سه روز بنظر دشوار می نمود.
از این جهت بود که سرخ پوستان نشانه ای را که برای خورشید داشتند با نشانه آسمان یکی کردند تا، بدین ترتیب بر مدتی که خورشید قوس آسمان را می پیماید (مفهوم نگاری) دلالت کند؛ یعنی مدت یک روز، آن گاه سه عدد از این علامت مرکب که پهلوی هم قرار گیرد، مفید معنی سه روز خواهد بود.
البته آن شاه ماهیگیران می خواست مردم بدانند که او رهبر بی چون و چرای قوم خو بود و توانست آنان را به ساحل سلامت سوق دهد، او به صورت پرنده ای که بر زورق اول نقش شده نمودار گردید و نقش سنگ پشت، که نزد سرخ پوستان امریکایی علامت زمین است ، نشان می دهد که سالم به خشکی پیاده شدند.
تصویر داستان شاه ماهیگیران

این نوع نوشتن، نوشتن ساده و مصور است که در آن تصویرها و علامتها با هم ترکیب می شود و اشیاء و نام افراد و تصورات ساده از قبیل روز، به خشکی پیاده شدن و … را بیان می کند.

بیشتر اقوام ابتدایی از این مرحله قراتر نرفتند اما در انواع جدید نوشتن، گو اینکه با نوشتن مصور آغاز یافت، برای نمایاندن شکل اشیاء، دیگر از تصویر یاری نگرفتند.

بلکه به جای آن از نشانه های قراردادی استفاده کردند و به کمک این نشانه ها، کلمات با اصوات را، که از آنها کلمه ساخته می شود، نمایش می دادند (صورتنگاشت).
چینی ها و ژاپنی ها یک نوع نوشتن ابداع کرده بودند که بسیار پیچیده بود در این طرز نوشتن، هر کلمه با یک علامت یا با اتحاد چند علامت بسیط، نمایش داده می شود با این طرز نوشتن هر چیز را می توان بیان کرد.
اما فرا گرفتن آن خیلی دشوار است یا به نظر ما چنین می آید، زیر مجبوریم تعداد بسیار زیادی علامت حفظ کنیم. تعداد این علامات تقریبا معادل تعداد کلماتی است که در این زبان می توان بیان کرد.
نوشتن غربیها که به هیچ وجه با نوشتن چینی ها و ژاپنی ها شباهت ندارد، به کمک الفبایی مرکب از بیست و شش جرف با علامت انجام می گیرد و این علامات ترجمان کلمات نیست بلکه نمایشگر اصوات اصلی است که با به کار بردن آن اصوات کلمات را تلفظ می کنیم.
الفبای لاتین از رومی ها و الفبای رومی از یونانی ها گرفته شد. اینکه یونانی ها این الفبا را از کجا یاد گرفتند، به طور یقین نمی دانیم اما احتمال دارد از فنیقی ها گرفته و فنیقی ها هم به نوبه خود آن را از مصری ها قرض کرده اند.
اگر الفبای ما ریشه مصری داشته باشد قطعا مثل الفبای چینی و ژاپنی، ابتدا شکل مصور داشته، اما پیشرفت و تکمیل آن از طریق دیگری انجام یافته و راه جداگانه ای پیموده است. زیرا این علامتها شکل اشیا را نشان نمی داد بلکه صوتهای هجایی هر کلمه را که تلفظ می شد، نمایان می ساخت.
اما چون اصوات هجایی، فوق العاده زیاد است در این طرز نوشتن هم ناچار علامتهای بسیار زیادی وجود داشت که باید همه را به خاطر سپرد.
با این اوصاف به مرور زمان، تعدادی علامت جداگانه ابداع شد که کار آنها نمایاندن صوتهای هجایی

مقاله در مورد خوشنویسی

نوشته مقاله در مورد خوشنویسی اولین بار در یک وی دو | دانلود مقاله | خرید مقاله | مقاله رایگان پدیدار شد.

لطفا از لینک زیر دانلود کنید

دانلود فایل